ارز دیجیتال, بیت کوین, مقاله

پیامدهای منفی ارزهای دیجیتال

تاثیر ارزهای دیجیتال روی اقتصاد

تاثیر ارزهای دیجیتال روی اقتصاد

دنیای ارزهای دیجیتال با انرژِی وهیجانی که پشت آن است این روزها همچنان میتازد. تعطیلات آخر هفته امریکایی پر شده از پدر بزرگ ها و مادر بزرگ هایی که تلاش میکنند از فرزندان مهندس خود استفاده کنند و در گیر این کار شوند. ما از این قضیه بسیار هیجان زده ایم ، توانایی اعتماد به نفس مهندسان بسیار درخشان است و دلیل این تحسین اجرای اتوماسیون در مقیاس بزرگ انسانی است.

با تمام این شرایط من هرگز توهمی در مورد اهمیت رمزنگاری نداشته ام. این یک برنامه برای سریع ثروتمند شدن نیست. این یک فناوری است . تاکید بر اولی میتواند باعث تضعیف دیگری شود. محبوبیت این سکه ها مثل مواد مخدر روز به روز بیشتر میشود . اما برای تبدیل شدن این ارزها به نیرویی تاثیر گذار در جامعه ، یک حلقه مفقودی در آن وجود دارد که موفقیت آن را تحت الشعاع قرار میدهد. این حلقه گم شده بحث سیاسی و فلسفه اقتصادی این ارز است. در این نوشته به بررسی تاثیر ارزهای دیجیتال روی اقتصاد میپردازیم .

ما باید با خود در زمینه این ابهامات صادق باشیم: این ارزها مقوله ای ضد سرمایه داری ، و یک بهشت برای آزادی خواهان هستند. درست مانند تمام فلسفه های سیاسی این میتواند هم خوب هم بد باشد. مزیت آن این است که متمرکز کردن فناوری مالی یک دستور العمل برای فاجعه است. اما این ارزها با پتانسیلی که دارند بعنوان روش جدید برای انجام کارها مورد استقبال قرار میگیرند ( عدم تمرکز).

تاثیر ارزهای دیجیتال روی اقتصاد



پس از تمرکز دومین مساله مهم در صورت های مالی ، اعتماد است . این موضوع نقطه ضعف تمرکز و عامل اصلی سقوط مالی سال ۲۰۰۸ است. اگر در یک رهبری عمومی از نظر عاطفی ، قدرت و اعتماد وام های زیر پایه توزیع شده شده احساس خوبی منتقل کند ، کنترل فردی بیشتری برای  ابزارهای اقتصادی به ما میدهند. این میتواند علامت بدی باشد زیرا ارزهای دیجیتال میتوانند نوعی طراحی خود مخرب ناخواسته داشته باشند.

ویژگی عدم تمرکز در کنار ناشناس بودن میتواند شرایط امر را دشوار کند ، این مهم ترین نقطه ضعف ارزهای رمزنگاری در برابر سرمایه داری است و آن را نسبت به این امر آسیب پذیر می کند. من ( نویسنده ) به عنوان یه چپ گرای میانه رو تمایل به تنفر از ارزهای دیجیتال و کشش به سمت نظام مالی متمرکز دارم.( باور کنید یا نه ، در واقع دلایل خوبی وجود دارد که ما معیار طلا را برای استاندارد ارزهای فیات رها کردیم.)

من (نویسنده) احساسات پیرامون لایحه اخیر جمهوری خواهان را به یاد می آورم ، بخاطر طراحی و جنجال های بعد آن ، بسیاری از چپ گراها به نابرابری ثروت شکایت کردند. برای جلوگیری از این قضیه تامین کسری از سود وام مسکن پیشنهاد شد ، که ایجاد ثروت برای بسیاری از خانواده های کم در آمد را عملا غیر ممکن میکند.

در کمال تعجب چپ گراها به شد با آن به مخالفت پرداختند. اگر بخواهیم منطقی به موضوع نگاه کنیم ، این قضیه بسیار پیچیده میشود زیرا حذف کسری از سود وام مسکن اهداف هر دوطرف را یکسان میکند و در عمل بی فایده است. پس از هفته ها گفتگو سخت در مورد لایحه جدید ، مقاله NYT نشان داد ، قبل از همه ، بزرگترین بازندگان این لایحه طبقه ثروتمندان خواهند بود.

از دید احساسی ، مخالفت برای این لایحه بسیار مشکوک بود ، این یک لایحه جمهوری خواهانه بود  ، و دموکرات های کلینتون که NYT را میخواندند حاضر نبودند ثروت انباشته خود در کاخ های خود را بسوزانند. حرف من (نویسنده) این است : ما اغلب تحت تاثیر هیجان لحظه ای نقاط کور برای اهداف و ارزش های خود داریم. در این شرایط ما فرصت ها را از دست میدهیم و با شکست های احتمالی رو به رو میشویم. این روزها من به نقاط مبهم ارزهای دیجیتال و شکست احتمالی آن فکر میکنم.

تاثیر ارزهای دیجیتال روی اقتصاد



ارزهای دیجیتال خود سوزی دارند



یک اشکال بزرگ در طراحی ارز دیجیتال وجود دارد ، اغلب اوقات آن به عنوان یک ویژگی در حال اصلاح است. جامعه ارز دیجیتال بطور ویژه ای علاقه دارد علاقمندان را بدلیل محدود بودن تعداد کوین ها زیر فشار قرار دهد ، در عین حال خود را به عنوان ارز مبادله ای آینده تحسین میکند. چرا کاهش تورم بد و افزایش آن خوب است؟اقتصاد سالم و ارزهای سالم نرخ مبادله بالایی با خود دارند.

جریان سرمایه و مبادله پول برای رشد اقتصادی از اهمیت ویژه ای برخوردارند. هرچه بیشتر پول مبادله شود فعالیت اقتصادی بیشتری صورت میگیرد ، بنابراین به یک اقتصاد سالم میرسد. سرمایه باید جریان داشته باشد. ارزهای فیات برای همین حداکثر رساندن اقدام ساده طراحی شده اند. اگر به یک دارایی فیزیکی ثابت وابسته باشیم ، رشد اقتصادی کاهش چشمگیری میابد ، زیرا پول از ارزش می افتد. با افزایش جمعیت و ایجاد فرصت های جدید ، یک دارایی فیزیکی ممکن است کمیاب شود.

همین امر میتواند به مرور امکان احتکار را افزایش دهد. هنگامی که ارز بجای استفاده از آن احتراق میشود ، هیچ بازگشتی برای جامعه وجود ندارد. به همین دلیل درآمد زایی عمدا با ارزش کمتر تاثیر مثبتی در شبکه دارد.ارزهای دیجیتال ، نوعی طلای مدرن است که مانند سایر موارد مشابه ، مشکلات خاص خود را نیز دارا است. طرحی برای محدود کردن فیزیکی دسترسی به آن ، به طرز قابل توجهی ارز دیجیتال را به یک دارایی سوداگرانه تبدیل میکند ، این امر باعث نگه داشتن و کاهش جریان سرمایه ، بخاطر انتظار سودهای آینده میشود. این کاهش گردش ، بتدریج آن را بی ارزش میکند زیرا مردم نمیخواهند از آن برای هر هدف عملی استفاده کنند.

بر خلاف طلا ، رمزنگاری باید بر موانع تاریخی ، که باعث پذیرش آن به عنوان یک دارایی قابل مبادله غلبه کند. برای اینکه اقتصادی موفق داشته باشیم باید سعی کنیم از هرنوع عاملی که باعث رکود سرمایه میشود جلوگیری کنیم. یکی از دوستان برای اینکه در سال ۲۰۱۳ اقدام به خرید چند جفت کفش به ازای ۲ بیت کوین کردم ، برایم ابراز تاسف میکند.

او دیگر هرگز این ارز استفاده نکرد و آن ها را برای اهداف سوداگرانه نگه داشت. اینطور استدلال میشود که این گونه رکودها اغلب از طرف تیم توسعه دهنده رفع و رجوع میشود که این نکته چندان هم بیراه نیست. با وجود سودهایی که برای آینده این ارزها پیش بینی میشود ، همانطور که گفتیم رکود آن ، آن را از یک ارز واقعی متمایز میکند. با افزایش عرضه و انجماد دارایی ها فقط ثرتمند ها ، ثروتمندتر میشوند.

از این گذشته دلار قابل تقسیم است ، اما تعیین کننده ارزش واقعی آن مردم نیستند.

تاثیر ارزهای دیجیتال روی اقتصاد



بیت کوین و فئودالیسم

اکنون با ارزهای دیجیتال ما امکان حذف واسطه ها را دارا هستیم. ارزهای مونرو و Zcash فرصت هایی شگفت انگیز برای آینده همراه خود می آورند. چه اتفاقی می افتد اگر ارز مرجع یک اقتصاد برپایه مونرو باشد. چه اتفاقی می افتد اگر بخواهم انتقال مالی یک چک را بعنوان یک فرد عادی با اجتناب از مالیات از طریق مونرو انجام دهم.

بدون هیچ سندی از انتقال ارزهای رمزنگاری قدرت زیر سوال بردن مدیریت دولتی را خواهند داشت. شاید در ظاهر چنین چیزی جذاب و هیجان انگیز باشد ، اما نباید این نکته را فراموش کنیم که دولت های متمرکز هدفی را دنبال میکنند. از این گذشته ، مالیات بر در آمد در دوره ای اختراع شد که ثروت اندوزی با انباشته کردن طلا رواج پیدا کرده بود.

با وجود اینکه ارزهای دیجیتال پیامی دموکراتی همراه دارند اما در صورت پذیرفته شدن گسترده دموکراسی را از بین میبرند. وقتی این نکته همراه با پذیرفته شدن سریع بیت کوین توسط نخبه ها همراه شد ، شاهد تعداد کمی افراد با دارایی های بزرگ و انبار شده خواهیم بود ، بدون اینکه هیچ مسئولیت مالیاتی ای داشته باشند. در این وضعیت تمرکز زدایی و توزیع اصلی قدرت میتواند شرایط سیستم را بدتر از قبل کند. تمرکز زدایی خصوصی باعث میشود ، قدرت بالاتری وجود نداشته باشد که مردم بتوانند برای هرکار که فکر آن را میکنند به آن مراجعه کنند.

سرانجام

تاثیر ارزهای دیجیتال روی اقتصاد با وجود محبوبیت بالایی که این روزها پیدا کرده اند اما ، میتوانند در آینده تاثیرات منفی روی اقتصاد کلان دولت ها و قدرت آن ها داشته باشند که نا امنی اقتصادی از پیامدهای آن است . با این حال بر کسی پوشیده نیست که ارزهای دیجیتال در آینده نزدیک قرار نیست کنار گذاشته شوند اما به احتمال زیاد دولت ها به مبارزه با آن بر میخیزند.
 
 

نوشته های مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *